حکومت علي عليه السلام که حکومت «عدل» بود، وي در عمل براي جهان و انديشمندان روشن ساخت که در زعامت آن حضرت حتي يک نفر يتيم، خود را بي پناه ندانسته، و با درگذشت پدر مستقيما تحت نظارت و جانشين به حق انبياء و اولياء قرار گرفته، و آن چنان مورد لطف و عنايت مولايش قرار مي گيرد، که ديگران در آن عصر آرزوي يتيمي مي کردند! !
«ابوالطفيل» مي گويد: علي عليه السلام در دوران حکومت خويش افراد مستمند و بي نوا را مورد عنايت قرار مي داد، روزي او را مشاهده کردم که بچه هاي يتيم و بي سرپرست را به دور خود فراخوانده، ناگاه تمام يتيمان را جمع کرده، و سفره مناسبي بازکرد، و «عسل» و ساير نيازمندي ها را دور هم چيد، و لقمه هاي لذيذ و عسلي بر دهان آنان گذاشت، و اين منظره آن چنان مؤثر و جالب بود که بعض اصحابش گفتند:
«لوددت اني کنت يتيما» .
: اي کاش من هم يتيم بوده، و اين چنين مورد الطاف علي قرار مي گرفتم. (1)
و در اين مورد علي عليه السلام مي فرمايند:
«انا الهادي، انا المهدي، انا ابواليتامي و المساکين، و زوج الارامل، و انا ملجأ کل ضعيف، و مأمن کل خائف» . (2)
: من هادي مردم و هدايت يافته خدايم، من پدر يتيمان و بي چارگانم، من سرپرست زنان بيوه و پناهگاه ضعفاء و اميد و پشتوانه ستمديدگانم.
و در مورد يتيمان به پيروان امت اسلامي سفارش مي کنند:
«بروا ايتامکم، و واسوا فقرائکم، و ازافوا بضعفائکم.» (3)
: به يتيمان اجتماع نيکي، و به فقراء خود مواسات، و به گروه ناتوان محبت نمائيد.
و در آخرين وصيت هايش که پس از ضربت مسموم «ابن ملجم مرادي» لعنة الله عليه صورت مي گرفت فرمودند:
«الله الله في الايتام، فلا تغبوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتکم» (4)
: شما را به خدا يتيمان خود را فراموش نکنيد، دهن هاي آنان را در انتظار غذا قرار ندهيد، مواظب باشيد که آنان گرسنه نمانند و حقوقشان با وجود شما تباه نگردد.
اين احاديث حاکي است که اميرالمؤمنين در قول و عمل به فکر يتيمان بود، و جاي خالي پدران را بر آنان پر مي کرد، و نمي گذاشت هيچ فرزند يتيمي با فقدان والدين خود احساس نياز و سرپرست نمايد! ! بلکه وضع اين گروهها بهتر از ديگران مي گرديد! تا جايي که مقام و موقعيت اجتماعي آنان در حکومت علوي مورد غبطه و آرزوي ساير مردم قرار مي گرفت.
از سوي ديگر علي عليه السلام به ساير مردم نيز سفارش آنان را مي فرمود، و يک موقعيت بي نظير در اجتماع برايشان فراهم مي ساخت، و هنگام شهادت نيز اين مسئوليت الهي را فراموش ننموده، و نيکي به آنان را براي پيروان خود توصيه فرمودند.

در تاريخ زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است: روزي او زني را مشاهده کرد که او مشک آبي را به دوش گرفته و با زحمت و مشقت آن را حمل مي کند.
حضرت از آن بانو درخواست کرد که ظرف سنگين آب را در اختيار وي قرار دهد... علي عليه السلام مشک را برداشت و از احوال زن پرسش نمود، معلوم شد شوهر وي از سربازان شهيد اسلام در رکاب آن حضرت بوده است، و هزينه زندگي فرزندان شهيد باعث کار آن زن و آب کشي به خانه ديگران گرديده است!
مولاي متقيان آدرس خانه او را گرفته و شب را در تمام ناراحتي به سر برد، و سحرگاه زنبيلي پر از خرما و روغن و آرد و گوشت... را به دوش گرفته، و به خانه مزبور حمل کرد، در طول راه برخي از مؤمنين درخواست کمک کردند، ولي حضرت مي فرمود: روز رستاخيز بار مرا چه کسي حمل مي کند؟!
علي عليه السلام پس از در زدن و اجازه گرفتن به طور ناشناخته وارد خانه شد، و پيشنهاد فرمود: زن اجازه دهد يا او بچه ها را به بازي گرفته و مشغول کند، و يا به خمير کردن و نان پختن بپردازد، زن گفت: شما بچه ها را مشغول کنيد، من به کار خمير کردن و پختن نان مي پردازم، خدا از تو راضي شود، و بين من و «علي بن ابي طالب» حاکم گردد! ! (5)
حضرت علي به فوري مقداري گوشت را پخت و با خرما و غيره بر دهان بچه ها گذاشت، و هر بار لقمه اي را که به آنان مي خورانيد مي فرمود: اي فرزندانم! علي را حلال کنيد!!!
چون خمير آماده پختن گرديد زن عرض کرد: اي بنده خدا تنور را روشن کن، علي عليه السلام تنور را روشن نموده، و صورت مبارک خويش را بر روي شعله هاي آتش مي گرفت و مي گفت: بچش اي علي! اين جزاي کسي است که از يتيمان غفلت کند! ! در اين هنگام زن همسايه وارد شد، و ديد «علي بن ابي طالب» با بچه هاي شهيد بازي مي کند، و آنان را مي خنداند، و لقمه هاي لذيذ بر دهانشان مي گذارد، با ديدن وي او را شناخت، و خطاب به زن شهيد، داد زد: واي بر تو اين «اميرالمؤمنين» است که در خانه تو کار مي کند، و بچه هايت را مي خنداند.. .؟
زن شهيد از گفتار و کردار خود احساس شرم کرد، و با عذر خواهي عرض نمود: يا اميرالمؤمنين ! من از شما شرم دارم، و نشناخته حرف هايي زده و تو را به کار گماردم.
علي عليه السلام فرمودند: من از شما شرم مي کنم که تا به حال از اوضاع شما بي اطلاع مانده ام!! اين بگفت و خانه آنان را موقتا ترک کرد. (6)
اين فراز از زندگي آن حضرت نشان مي دهد که او تا چه ميزان خود را مسئول يتيمان و فرزندان «شاهد» مي دانست، ولي در عين حال در کنار محبت و انجام مسئوليت عاطفي، مسائل تربيتي و بازسازي اخلاقي آنان را نيز فراموش ننموده، و مي فرمود:
«ادب اليتيم مما تؤدب منه ولدک و اضربه مما تضرب منه ولدک» (7)
: هم چنانچه فرزندان خود را تربيت مي کنيد، يتيمان را نيز ادب نمائيد، و به طوري که در هنگام نياز فرزندان خويش را مي زنيد، از يتيمان نيز غفلت نکنيد (چنانچه نياز باشد مي توان متوسل تنبيه مجاز شرعي شد) تا بچه هاي لوس بار نيايند.
پي نوشت ها:
.1 بحار الانوار ج 41 ص .29
.2 محجة البيضاء ج 4 ص .204
.3 غرر الحکم ص 344 ش .28
.4 نهج البلاغه نامه 47 ص .977
.5 لازم به توضيح است که علم امام معصوم بستگي به علم خدا دارد، و هرجا خدا نخواهد علم اشياء و اشخاص از امام پوشيده مي ماند، و عدم اطلاع علي از آن خانواده تقصير محسوب نمي گردد .
.6 بحار الانوار ج 41 ص .52
.7 وسائل الشيعه ج 15 ص 197 ح .1
بخش سيره و عترت تبيان
منبع :
سيماي حکومتي امام علي (ع)، بابازاده، علي اکبر
3 دسته روايت درباره دلايل...ما را در سایت 3 دسته روايت درباره دلايل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57